بایگانیِ فوریه, 2018

خدا روح من رو مورد رحمت قرار بده

منتشرشده: 17 فوریه 2018 در 3/6/2012
خدا روح من رو مورد رحمت قرار بده، برای تو رو هم همینطور ،شاید بتونیم از برزخ بخوایم یک کمی‌ بیشتر برای ما صبر کنه .نمیدونم چرا همیشه فکر می‌کنم که داریم گناه می‌کنیم ول چرا نباید زمانی‌ برای جبران مافات داشته باشیم ؟ولی‌ خوب همیشه یک مرد پیری کنار خیابون ایستاده یا تصویر زن فقیری برای لایک وجود داره.یادم میاد هر وقت یک نون رو از زمین بر میداشتم و میگذاشتم کنار یک راست می‌رفتم سر در بهشت و بر می‌گشتم ،ولی‌ خوب برای یک نگاه زیر چشمی تا ۲ روز در عمق جهنم سپری می‌کردم.
خدا روح همهٔ مارو قرین رحمت قرار بعده .دستمال صلح رو در دست گرفتیم ،هرکی هم به ما تیکه انداخت چیزی نگفتیم ،دویدیم و دویدیم ،آخرش هم بهمون گفتند» فتنه «.ولی‌ خوب ،بوده زمانیکه یک عده‌ هم با اسم ما بزرگ شدند و معروف .خیر خواه معروف ،فعال حقوق بشر معروف ،کگردان معروف ،همه هم خدارو شکر وضعشون از ما هم بهتر شد .
خدا همهٔ مارو ببخشه .لبام خشک شده .نوشیدنی احتیاج دارم ،قانونی ،غیر قانونی ،تلخ شیرین .گیجی و سرگیجش و جهنم برای من ،نصیحت و لبان گاز گرفته و امر به معروف برای بقیه .تا حالا نپرسیدم جزای فکر کردن به کار نادرست چیه ؟
خدا من رو ببخشه ،یک دوست داشتم هر روز با یک «نامزد»میرفت خونش .فکر می‌کنم تا حالا گناهاش با دعاهای من بخشیده شده .حرص کارهای دیگران رو هم خردیم .امیدوارم خدا حرص خوردن‌های من رو تو اون دنیا حساب کنه ،شاید فرجی حاصل بشه ،نسیم خنکی از بهشت به سمت ما هم بیاد .شاید اون موقع جزای فکر کردن به کار نا درست تو نمره‌های آخر ترم بود .
اصلا اگر خدا ما رو نبخشه پس کی‌ رو می‌بخشه .چرا مسیح خونش رو ریخت برای پاک کردن بنده‌های خودش .پس ما چی‌ ؟وجدان خرابش افتاد برای ما ؟؟اصلا گناه چیه ؟خوب البته پیامبران گناه‌ها رو در انواع مختلف دسته بندی فرمودند ولی‌ دقیقا کی‌ احساس گناه باید کرد ؟چرا من که بزرگ‌ترین گناهم فقط فکر کردن به اون هست باید خودم رو وسط جهنم ببینم ولی‌ یک عده‌ انگار نه انگار .شاید هم مشکل از خوده منه .شاید من خودم اشتباه فکر می‌کردم .در هر صورت خدا آخر عاقبت من رو به خیر کنه ،شما خودت رو نجات بده برای من دیر شده .
Advertisements

مجرم فراری

منتشرشده: 13 فوریه 2018 در 3/6/2012

واقعا آدم دیگه امنیت نداره .انقدر دزدی زیاد شده که نمی‌شه تو خیابون رفت .باید مراقب بود .

چند وقت پیش قلب من رو دزدیدن ،من ساده همینطور دستم گرفته بودم ،اصلا حواسم نبود.

حالا من بدو اون بدو ،اسلحه رو در آورد ،بی‌ انصاف زد و فرار کرد .

هنوز جاش خالیه ،میگن با جراحی پلاستیک یکی‌ دیگه برات کار میذاریم ،ولی‌ هیچی‌ قلب خود آدم نمی‌شه

می‌دونم یه جای تو همین شهره ،نمیتونه جای دوری رفته باشه .

پلیس مشخصاتشو از من خواست

گفتم :قد صنوبر .رنگ چشم آبی‌ نه سبز شایدم رنگارنگ .رنگ مو ،شرابی از پشت بسته بود ولی‌ میشد حدس زد خیلی‌ بلند ،

نگاهش خیلی‌ خطرناک بود ،از ترس خشکم زده بود .

از دور که میومد میدونستم کارم تموم ولی‌ به خودم گفتم خونسرد باش ،فقط آروم ردّ شو

تا به کنارم رسید ،مثل سابقه دارا ،با یه چشم به هم زدن برداشت و رفت .

پلیس هم سریع تو بیسیم گفت ،

موقعیت ۲۱،۱۱ تکرار می‌شه ۲۱،۱۱ .متهم بسیار خطرناک گزارش شده با پاشنه‌های بلند و مسلح ،در صورت مشاهده سریعا گزارش دهید ،تکرار می‌کنم به هیچ وجه با متهم درگیر نشید.

فرداش رئیس پلیس به من زنگ زد که برای شناسایی باید برم به یه جای تو وسط شهر

ملت جمع شده بودن جوری که نمی‌شد از کنارشون ردّ شد ،با هزار بد بختی رفتم بالا ،رئیس که منو دید من رو به اتاق انتهای خونه راهنمایی کرد ،

دیدم یه نفر با پاشنه‌های بلند و موهای شرابی که این دفعه به همریخت بودن و تا زانو‌ها میرسیدن روی یه صندلی پشت به من نشسته

می‌خواستم برم تا صورتشو اینبار با جزئیات بیشتری ببینم ولی‌ جلو تر که رفتم دیدم ۱۰ یا نه ۲۰ تا یا بیشتر خیلی‌ بیشتر ،قلب بود که روی دیوار آویزون شده بود

انقدر بود که مال خودم رو نمیتونستم پیدا کنم ،فکر می‌کردم برای من یک نشونی داره ،یک خط مورب بزرگ ،

ولی‌ همه مثل هم بودن ،یک خط که نشانهٔ شکستگی ،

و البته دلیل اون همه جمعیت رو هم متوجه شدم ،

تو راه که برمی‌گشتم تا به رئیس بگم خودش بوده ،به فکرم رسید تقصیر اون چیه ؟حالا اگه اون دزده من چرا همیچیمو گذاشتم کفّ دستم ؟من چرا حواسم نبوده ؟

پرسید خودشه ؟

گفتم :یادم نبود ، خودم داده بودم بهش